بازهم در آینده تهش را بخوانید:
- همیشه این داستان را پدربزرگم می گفت : خلاصه ای از آن را بخوانید:
- نادرشاه پیش از آن که به شاهی برسد چوپان بود و یک روز دائی یا
عمویش به گله سر می زند می بیند نادر در میان زمین و هوا خوابیده
است او را بیدار می کند و نادر خشمگین بر او می تازد که چرا بیدارم
کردی تمام جهان را گرفته بودم در خواب و فقط بغداد مانده بود. عمویش
به او گفت تو هروقت همه جهان را گرفتی تو بیا من بغداد را برایت می گیرم.
نادرشاه قهر می کند و راهی یکی از شهرها می شود در آن شهر با خیاطی
دوست می شود و روزها پاتوقش مغازه او می شود یک روز می بیند عده ای
سرباز افغانی به مغازه آمده و در گوش خیاط چیزی گفتند و رفتند و خیاط
احوالاتش عوض شد و توی خودش فرو رفت. نادر با اصرار علت را جویا شد و
خیاط گفت از وقتی افغانها ایران را گرفتند این سربازها هر شب را قرار است در
منزلی به عیش و نوش بپردازند و امشب نوبت منزل من است و من باید غذا و
شراب و زن به اختیار آنها بگذارم نادر گفت من درستش می کنم. و شب با خیاط
به منزل او رفت و در گوشه ای پنهان شد و گفت غذا و شراب ببر
و چون زن طلبیدند مرا آگاه کن. زمان موعود فرا رسید و نادر در رخت زنانه به
سروقت افغانها رفت و با تبر زین افسانه ای اش سر از تن افغانها جدا کرد
و خیاط را از غصه رهاند جسدها را در چاه ریختند و از آن به بعد هر شب
به منزلی دیگر رفته و شر افغانهای دیگری را که در اثر بی لیاقتی
شاهان ترک صفوی بر ایران حاکم شده بودند از سر مردم کم کرد و
نادر آن شدکه شدو تبرزین نادر شاه که در تندیس نادر در مشهد
به یادگار مانده با افغان کشی ارثباط یافت نادر شاه وقتی به بغداد
رسید دنبال عمویش فرستاد که قرمساق تو که بیدارم کرده بودی
اکنون بیا بغداد را بگیر و گر نه سرت را از دست خواهی داد .
بغداد که در محاصره ی آب بود زنگ خطری
از قورباغه های دجله داشت هر زمان که لشکری قصد شبیخون زدن
به بغدادرا داشت قورباغه ها سر و صدا راه می انداختند و نگهبانان
بر اثر سر و صدای آنها بیدار شده و دفاع می کردند عموی نادر برای حل
این مشکل گفت روده های کوسفند را باد کرده و در دجله انداختند
در نتیجه قورباغه ها با گمان این که روده ها مار هستند همه به زیر آب
رفته و جیک شان در نیامد و نادر توانست داد از بغداد در آورد .
نکته ی آموزنده ی این داستان : اکنون ایران قرن اعتیاد نیز نیاز به
یک نادر با تبرزین آخته دارد زیرا سوغات افغانها بدتر از بلای آن روزگار را بر سر
ایران و ایرانی آورده است مواد مخدر هر شب و هر روز به منازل ایرانی می رود
اگر به منزل شما نیامده چون هنوز نوبت شما نشده و نمی توانید ایمن بمانید
و وقتی آمد غذا و شراب شما را تمام خواهد کرد بعد نوبت یغمای غیرت و بعد
زن و ناموس می خواهد و با خانواده ها آن می کند که کرده و ....
بازسازی تبرزین نادر این خواهد بود که به جای جدا کردن سر از تن
معتاد را از جامعه و خانواده او جدا کرد زیرا هر معتاد با جذب مواد مخدر
در بدنش به یک سرباز محمود افغان تبدیل می شود. ...:
- القاتله ، القاعده اي براي ترور و حذف فيزيك معتاد:
