تبليغاتX
همه معتادند! پس بادابادا اعتیاد!

همه معتادند! پس بادابادا اعتیاد!

این چه مملکتیه ؟ بازار مصرف اعتیاد نباید بگه آخ! اما قاچاقچی عمده باید بگه!

 

جای خالی اتحادیه صنف معتادان و توزیع کنندگان اعتیاد :

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 16:7  توسط کاوه آهنگر  | 

 

مرگ شادی آور عژیژان:

شد در شد مرگ عزیزان اندوهبار اشت ولی شاید ندانید که خانواده های

معتادان آرژوی مرگ معتادشان را اژ ته قلب دارند!

و هیچ چیژ آنها را تا این حد شادمان نمی کند که آرزویشان

برآورده شود. و عژیژشان در اشرع وقت به مرگ دچار شود.

باور کنید این اژ بی رحمی نیشت بلکه اژ به تنگ آمدن اشت.

اژ ژان به شر شدن است .

اژ بی امنیتی و اژ برده شدن و اژ چاپیده شدن توشط روبات

مشرف مخدر یعنی معتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 15:29  توسط کاوه آهنگر  | 

 

اگر شد در آينده بخوانيد:

نخستين اطلس منطقه اي مصرف و توزيع مواد مخدر:

بياييد شما هم  اطلس منطقه اي اعتياد را كه در پيرامونتان وجود دارد

با كليه مخلفاتش از معتاد و خرده فروش و كل فروش و پاچراغ خانه

 و عشرتكده هاي مصرف مواد و ... را تهيه كنيد و با ما به مبادله اطلس

بپردازيد تا به ياري هم بتوانيم اطلس گهربار مواد مخدر را در سطح

گسترده تري تهيه كنيم.

بزودي چشم به راه نمايه اي از نخستين اطلس مواد و معتاد باشيد:

- ميوه ممنوعه و تبعيد از بهشت و راه سخت برگشت به بهشت،

الگوي پسنديده اي براي تبعيد معتادان از جامعه و نحوه پذيرش

دوباره آن:

همانگونه كه آدم و حوا به خوردن ميوه ممنوعه در بهشت كليه

حقوق شهروندي خود را در عالم ملكوت از دست داده اند

و به تبعيد در عالم خواب محكوم شده اند و برگشت دوباره آنها

به بهشت ملكوت ديگر به سادگي دك شدنشان نبود يعني براي

بازگشت مجبور به طي كردن هفت شهر عشق عطار شده اند

به اين ترتيب اين الگو مي تواند مورد تقليد مهندسان فرهنگي

كم كار كنوني قرار گيرد. يعني معتادان را  كه اقدام به صرف ميوه

ممنوعه ي مواد مخدر مي كنند از كليه حقوق شهروندي محروم

نموده آنها را به جايي دور از اجتماع آدمهاي سالم تبعيد كنند و

برگشت آنها نيز منوط به هفت شهر واسطه اي باشد. ...

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 16:17  توسط کاوه آهنگر  | 

 

بازهم در آینده تهش را بخوانید:

- همیشه این داستان را پدربزرگم می گفت : خلاصه ای از آن را بخوانید:

- نادرشاه پیش از آن که به شاهی برسد چوپان بود و یک روز دائی یا

عمویش به گله سر می زند می بیند نادر در میان زمین و هوا خوابیده

است او را بیدار می کند و نادر خشمگین بر او می تازد که چرا بیدارم

کردی تمام جهان را گرفته بودم در خواب و فقط بغداد مانده بود. عمویش

به او گفت تو هروقت همه جهان را گرفتی تو بیا من بغداد را برایت می گیرم.

نادرشاه قهر می کند و راهی یکی از شهرها می شود در آن شهر با خیاطی

دوست می شود و روزها پاتوقش  مغازه او می شود یک روز می بیند عده ای

سرباز افغانی به مغازه آمده و در گوش خیاط چیزی گفتند و رفتند و خیاط

احوالاتش عوض شد و توی خودش فرو رفت. نادر با اصرار علت را جویا شد و

خیاط گفت از وقتی افغانها ایران را گرفتند این سربازها هر شب را قرار است در

منزلی به عیش و نوش بپردازند و امشب نوبت منزل من است و من باید غذا و

شراب و زن به اختیار آنها بگذارم نادر گفت من درستش می کنم. و شب با خیاط

به منزل او رفت و در گوشه ای پنهان شد و گفت غذا و شراب ببر

 و چون زن طلبیدند مرا آگاه کن. زمان موعود فرا رسید و نادر در رخت زنانه به

سروقت افغانها رفت و با تبر زین افسانه ای اش سر از تن افغانها جدا کرد

 و خیاط را از غصه رهاند جسدها را در چاه ریختند و از آن به بعد هر شب

به منزلی دیگر رفته و شر افغانهای دیگری را که در اثر بی لیاقتی

 شاهان ترک صفوی بر ایران حاکم شده بودند از سر مردم کم کرد و

نادر آن شدکه شدو تبرزین نادر شاه که در تندیس نادر در مشهد

به یادگار مانده با افغان کشی ارثباط یافت نادر شاه وقتی به بغداد

رسید دنبال عمویش فرستاد که قرمساق تو که بیدارم کرده بودی   

اکنون بیا بغداد را بگیر و گر نه سرت را از دست خواهی داد  .

 بغداد که در محاصره ی آب بود زنگ خطری

از  قورباغه های دجله داشت هر زمان که لشکری قصد شبیخون زدن

 به بغدادرا داشت قورباغه ها سر و صدا راه می انداختند و نگهبانان

بر اثر سر و صدای آنها بیدار شده و دفاع می کردند عموی نادر برای حل  

این مشکل گفت روده های کوسفند را باد کرده و در دجله انداختند

در نتیجه قورباغه ها با گمان این که روده ها مار هستند همه به زیر آب

رفته و جیک شان در نیامد و نادر توانست داد از بغداد در آورد .

  نکته ی آموزنده ی این داستان : اکنون ایران قرن اعتیاد نیز نیاز به

یک نادر با تبرزین آخته دارد زیرا سوغات افغانها بدتر از بلای آن روزگار را بر سر

ایران و ایرانی آورده است مواد مخدر هر شب و هر روز به منازل ایرانی می رود

اگر به منزل شما نیامده چون هنوز نوبت شما نشده و نمی توانید ایمن بمانید

و وقتی آمد غذا و شراب شما را تمام خواهد کرد بعد نوبت یغمای غیرت و بعد

زن و ناموس می خواهد و با خانواده ها آن می کند که کرده و    ....

بازسازی تبرزین نادر این خواهد بود که به جای جدا کردن سر از تن

معتاد را از جامعه و خانواده او جدا کرد زیرا هر معتاد با جذب مواد مخدر

در بدنش به یک سرباز محمود افغان تبدیل می شود. ...:

- القاتله ، القاعده اي براي ترور و حذف فيزيك معتاد:

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 12:39  توسط کاوه آهنگر  | 

 

تهش را در آینده بخوانید:

- شهر من ، شهر تو، شهر او  جولانگاه معتادان:

- آپارتايد قومي، ريشه ي گسترش اعتياد:

- كوچ معتادان بجاي توش معتادان :

- معتادان شهر من ، برده دارانِ زن و بچه هاي بي سرپرست:

- روشهاي تكثير معتاد :

- معتادان شهر من، حشره هاي كافكايي:

- معتادان جديد ، دستاورد نامهندسان فرهنگی یا دستاورد مهندسی

 فرهنگ از گونه ای دیگر یا دست نبرد مهندسی فرهنگ  :

- حق كاپيتولاسيون جزايي معتادان :

- اعطاي جواز برده داري نوين به معتادان :

- پيشنهاد تاسيس افيونشهر ، كلانشهري بزرگتر از

 تهران براي معتادان :

- شبه انساني بنام معتاد و حق سلب

 تابعيت او از جامعه ي انساني :

- مستند معتاد ۱  : بچه ها را مي برند توي باغهاي

پسته ي جعفر آباد و كريستالي شان مي كنند :

- مستند معتاد ۲ : برادر كريستالي ام در صدد معتاد كردن

پسر هشت ساله ام هست تا من مجبور باشم بيشتر

از پيش مخارج كريستالش را بپردازم، او را باجناغهايش

 كريستالي كردند و او شوهرم را كريستالي كرد تا مجبور

شدم طلاق بگيرم و اكنون با اينكه هرچه كار مي كنم از من

 مي گيرد ولي باز هم مي خواهد پسر كوچكم را معتاد كند .

كاش يكي ما را از چنگال اين كابوس نجات دهد :

- یک تیتر تیار:

- سیاست کاوه در مبارزه با اعتیاد: بگذارید همانطور که

می گذارید هر که می خواهد معتاد شود بشود و هر که

می خواهد قاچاق مواد کند بکند ولی مبنا را بر کوچ معتاد

از جامعه بگذارید یعنی همه هزینه ها صرف تاراندن معتادان

از جامعه نامعتاد گذاشته شود. این یعنی جدا کردن عضو قانقاریا

گرفته ی اجتماع از پیکر آن. در غیر اینصورت این عضو قانقاریا

گرفته همه جامعه را نابود خواهد کرد. هم اکنون که معتادان

احساس ایمنی از پیگرد قانونی می کنند دیگر به معتاد بودن

بسنده نکرده و در پی معتاد کردن دیگران برآمده اند. یعنی

کارکردی همچون یک اندام قانقاریایی!:

- ویروسی به نام معتاد و نه بیمار و ویروسان شهر من....

- مستند معتاد ۳ در حالیکه من و سه فرزندم  از کمخونی

 شدید رنج می بریم شوهر مفتکشم همه چیز را صرف مواد

می کند. چه خوب بود کمیته امداد به جای هر امدادی یک

زندان درست می کرد برای دور کردن .......

- چرا بسیج و سازمانهای مقدس مآب دیگر خودشان

را درگیر مبارزه با اعتیاد نمی کنند! در حالیکه اعتیاد

به عنوان انکرترین منکر مستحق گنجانده شدن در برنامه

نهی از منکر می باشد و محدود شدن نهی از منکر آن هم

به صورت شعاری به گناهان سنتی که بیشترشان هم دیگر

گناه محسوب نمی شود با مقتضیات زمانه نمی خوانند. و

این سازمانهای مقدس مآب چرا نسبت به عفریت بدبختی

اعتیاد در جامعه خود بی تفاوت شده اند.حداقل کاری که

می توانند بکنند شناسایی و دورکردن معتادان از جامعه

است. تا اطرافیان و خانواده این معتادان بتوانند امنیت

و آسایشی که حق غیر قابل انکار آنان است تجربه ....

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 16:1  توسط کاوه آهنگر  |